" برای رسیدن انسانها به خداوند راههای زیادی وجود دارد "
این جمله ای است که تاکنون بارها و بارها شنیده ایم، اما کدام راه و امتداد راه چیست؟ و چطور می توان آن را شناخت؟ برای حرکت کردن و در راه افتادن ابتدا باید هدف داشته باشیم و در واقع خواسته خود را مشخص کنیم و بعد به راه بیا فتیم. شناخت دقیق خواسته به ما این قدرت را می دهد که بتوانیم تا حدودی راهمان را پیدا کنیم. راه « در» است، دری به سوی هدف وهر چه بهتر هدفمان را بشناسیم به التبع راه بهتری را انتخاب می کنیم و « در» صحیح را باز می کنیم. والبته ممکن است در این راه بارها به بی راهه برویم که دلایل متفاوتی را دارد از جمله با فراموش کردن هدف در نیمه راه رنگ باختن هدف وجایگزین شدن هدفی دیگر(موجودات غیرارگانیک که طوری راه را نشان می دهند که تصور می شود در راه صحیح هستیم که اینطور نیست و...)
و در این مواقع هست که نیاز به چراغ روشنی بخش وراهنما یا استاد را احساس می کنیم تا ما را در این کوره راه یاری نماید، کسی که درها را باز کرده و در راه است تا درها را باز کند.
وَاعتَصِمو بِحَبلِ اللّه جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقو. «سوره آل عمران، آیه 103»
به ریسمان الهی چنگ بزنید ومتفرق نشوید.
اما برای رسیدن به خداوند فقط یک راه وجود دارد و آن است که به اللّه نامتناهی، منتهی می شود ونه چندین راه!
" هو اول و آخر، ظاهروباطن، هوکل شیٌ علیم "
خداوند یکی است، واحد راهی که برای رسیدن به او وجود دارد نیز تنها وتنها یکی است راهی که از آن در مکتبهای مختلف یاد شده؛ " صراط مستقیم "، " مسیر ستون فقرات و لوله سوشومنا " و...
شاید به این سوال به ذهن برسد که افرادی هستند که با این مفاهیم آشنا نیستند و آن وقت چه؟ باید گفت که درست است که برای رسیدن به خداوند یک راه است ولی برای رسیدن به این راه بزرگ راههای بسیاری وجود دارد که هر کس با هر مکتب وکیشی می تواند به آن برسد، در واقع به تعداد انسانها راه وجود دارد برای رسیدن به راه بزرگ و صراط مستقیم.
راه بزرگ یک دروازه ندارد، هزاران معبد به آن وارد می شود. وقتی کسی از این دروازه بی در عبور می کند او آزادانه در میان آسمان و زمین قدم می زند. استاد ذن: Momon
ولذا می بینیم افرادی که با روشهای مختلف و از راههای گوناگون در این راه اصلی وبزرگ افتاده اند صحبتها و اثرشان حول یک محور می باشد ودیگر از دوگانگی وسخنان متفاوت خبری نیست وهمۀ این بزرگان از یک چیز سخن می گویند و حدیث هر یکی رنگ وبوی دیگری را دارد و با تفکر در این سخنان ارتباط آنها را با هم در می یابیم ونقاط مشترک زیادی را پیدا می کنیم.
آری راه بزرگ " در بی در" است.
راهی که پایین ترین مرکز (مولادهارا) را به بالاترین مرکز (سواهیسرا) وصل می کند و راه تاریکی تا روشنی است و" سوشومنا " این ریسمان الهی.
اگر به شکل ستون فقرات هم دقت کنیم در می یابیم تمام راهای ستون فقرات(دنده ها) به ستون اصلی وصل می شوند که می توان گفت به این شاه راه وارد می شوند و یا از آن خارج می شوند!
به یاد داشته باشیم برای شناخت و سفر در این راه نیاز به یک راهنما و استاد داریم که سفر کرده باشد و زمانی که ذهن ما در مسیر اشتباه می افتد دست را گرفته ویاریمان کند تا از صراط مستقیم دور نشویم.
" سپاس خدایی را که در قالب جهان آفرینش دفترحسن و زیبایی بنمود و برگ های گوناگون آن را در برابر ادراک و احساس آدمیان بگشود تا پاک بنیان ازهرورق آن، فصول اسرار خوانند واز دریافت هر سرّی مزه عشق چشند."