3- استفاده از روانشناسي و روانكاوي TA و بازيها در تايچي و چيكونگ
مبحث استفاده TA «تحليل رفتار متقابل» يا روانكاوي در تايچي و چيكونگ و كلاً در هنرهاي ورزشي مبحثي جديد است كه تا به حال به آن اينگونه پرداخته نشده است. از پيشگامان TA ميتوان اريكبرن و تامس اهريس نام برد كه در دو كتاب روانشناسي بازيها و مخصوصاً كتاب وضعيت آخر به اصول بنيادين TA پرداختهاند. روانكاوي معتقد است كه وجود انسان مانند كوه يخي است كه آن را بر روي آب «خودآگاهي» و آن در زير آب است «ناخودآگاه» و معتقد است كه ناخودآگاه رفتار انسان را كنترل ميكند.
TA وجود آدمي را به سه بخش والد، بالغ و كودك تقسيم ميكند كه هر كدام خصوصيات خاص خود را دارند. والد از كودكي تا 6 و 7 سالگي توسط والدين و اطرافين در كودك تعبيه و برنامهريزي مي شود، والد همان امر كردنها، قضاوتكردنها، بايد و نبايدها، خود برتربينها و دخالتهاي قدرت طلبانه است، بالغ جنبه خنثي و عقلاني وجود آدمي است مثلاً وقتي از كسي ميپرسيد ساعت چند است؟ شما در حالت بالغ سوال كردهايد، كودك جنبة احساسي و شور و اشتياق وجود آدمي است. TA معتقد است كه اين سه ساختار در تمامي آدميان وجود دارد و وقتي دو نفر با هم ارتباط برقرار ميكنند در واقع يكي از اين جنبهها با هم در ارتباط قرار ميگيرند مثلاً پدر يا مادري كه به فرزندش ميگويد نبايد بر روي پارك از والد خود به قسمت كودك بچه پيامي را مخابره ميكند و با توجه به اين ارتباط چرخههاي ناخودآگاه بازيهايي شكل ميگيرد كه هر دو طرف در آن افتاده و نميتوانند يك ارتباط صحيح و متعادل برقرار كنند.
و اين باعث رنج و اذيت دو طرف ميشود و در نتيجه يك تعامل و كار خوب را نميتوانند پيش ببرند. TAمعتقد است كه اين سه جنبه وجودي هر فرد در ابتدا به علت آلودگيها و در هم ريختگيهايي كه در آنها ايجاد شده از حالت طبيعي و NATURE درآمده و ميبايست دوباره به حالت طبيعي خود درآيد. حال نقطه ارتباطي TA و روانكاوي با تايچي و چيكونگ در كجا ميتواند باشد؟ اين نقطه همانا در روابط بين مربي و هنرجويان و هنرجويان با هم مصداق پيدا ميكند مثلاً مربي كه از اين علم اطلاع داشته باشد ميتواند ارتباط بهتري با هنرجويان خود برقرار كرده و باعث رشد بهتر و سريعتر خود و او شود و يا مثلاً جلسات گفتگوهاي در TAبرگزار ميشود كه بسيار ميتواند براي بهبود و رشد هنرجويان سودمند باشد و يا مثلاً مربي به وسيله بسياري از بازيهاي روانكاوانه ميتواند هنرجو را محك زده و حتي اشتياق او را به رشته مورد نظر دو چندان كند و در ضمن از بازيهاي ناخودآگاهي كه هنرجويان و والدين آنها اجرا ميكند برحذر بماند و درگير آنها نشده تا انرژياش هدر نرفته و بتواند از آن در جهت رشد و بهبودي استفاده كند.
در مورد اين بازيها يك تجربه جالب بدين شرح داشتم: يك شاگرد خصوص داشتم كه مادرش بيش از حد به او توجه ميكرد «مثلاً در سر جلسات تمرين هميشه حضور پيدا ميكرد، او را ميبرد و ميآورد و ...» و دائماً هم از اين گلايه داشت كه بچهاش نميتواند هيچكار را به درستي و تنهايي انجام دهد و هر ورزشي را كه ميرود، نيكه كاره رها ميكند، طوري شده بود كه من پنجمين مربي بودم كه مراجعه كرده بودند. بعد از گرفتن شرح حال و بررسي مورد متوجه شدم كه اين يك بازي ناخودآگاه خود مادر كودك است كه از حالت بزرگ بودن و والد بودن خود لذت ميبرد و نميگذارد بچهاش هيچ كاري را انجام دهد و بچه هم چون دريافته اگر كاري را به تنهايي انجام دهد و بچه هم چون دريافته اگر كاري را به تنهايي انجام دهد از پاداش محروم ميشود.
دست و پا چلفتي و ناتوان شده بود و هر دو هم «مادر و بچه» از اين وضعيت ناراحت بودند و گله ميكرد كه بعد از چند جلسه صحبت با هر دو آنها و شرح ماجرا كم كم مشكل برطرف شد و بچه توانست به طور مستمر و با كيفيتي بهتر به تمرين خود ادامه دهد و اين موضوع حتي به جنبههاي ديگر زندگي او هم راه يافت و او را در همه جنبهها موفق كرد.
با استفاده از اين علم "TA" مربيان ميتوانند يك ارتباط سالم و رفاقت گونه را با هنرجويان خود برقرار كرده و در جنبههاي ديگر هنرجو هم تأثيراتي به سزا را بگذارند. در واقع يك مربي خوب و ماهر در بسياري جاها ميبايست اطلاعات اوليه يك روانشناس، يك پزشك و ... را در دسترس داشته باشد و هميشه با متخصصين در اين زمينهها ارتباطي متقابل و دو سويه داشته باشد.
TA حتي به مربيان ميتواند كمك كند تا اشتياق و علاقه هنرجويان را به رشته موردنظر دو چندان كنند و او را از گردابهاي مشكلات رواني مانند افسردگي، شكست، عدم اعتماد به نفس و ... برهاند. باز هم لازم به يادآوري است كه اين مباحث تنها به نيت اين است كه نگرش و پنجرهاي تازه بر روي هنرجويان و مربيان عزيز بگشايد و اقداماتي اساسيتر و اطلاعاتي دقيقتر ميبايست توسط و در ارتباط با متخصصين فن انتقال يابد.
- استفاده از رويا درماني و رويا در تايچي و چيكونگ
رويا و رويا درماني مبحثي است بسيار جالب و گسترده چرا كه با آن جنبهي وجود انسان سروكار دارد كه مخزن اسرار و نيروهاي رواني است.
رويا در چند مكتب به ترتيب «از بيشترين بسط تا كمترين» مورد بررسي قرار ميگيرد:
1- ؟
2- مكتب شمن
3- عرفان سر چنوسي «ياكي، دونخوان، كارلوس كاستاندا»
4- مكاتب علوم باطني و انرژيزايي و روحزايي
5- مكتب پزشكي بازگشت به گذشته
6- مكتب رويادرماني يونگ
7- مبحث ناخودآگاه فرويد و روياها
8- مبحث روياي روشن در روانشناسي و ...
كه در هر كدام به منظوري خاص و در محدودهيا خاص از روياها استفاده ميكنند و آموزشهايي در اين زمينه دارند.خود انواع روياها به بيش از 30 نوع بالغ ميشود مثل روياي پيشگويي، روياي صادقه، روياي وصل و ... روياها و اينكه چطور عمل ميكنند مبحثي تخصصي و جداست و ما بيشتر در اينجا قصد داريم رابطه استفاده از رويا و تمرين بهتر تايچي و چيكونگ را بررسي كنيم.
استفاده از رويا در تمرينات بسيار به كيفيت و عمق تمرينات ميافزايد مثلاً بسياري از تمرينات براي اينكه به سيستم خودكار و عزيزي بدن سپرده شود، ميتوان در رويا آن را تمرين كرد و حتي خود استاد هم ميتواند با ياد گرفتن يكسري از قلقها و فنها، با هنرجويان خود قرارهاي ملاقات گروهي در رويا گذشته و بسياري از موارد تعليمي را در آن هنگام ادامه دهد و از عمر هر فردي كه در خواب ميگذرد استفاده بهينه كند كه همين باعث تقويت تصويرسازي هنرجويان و تسلط بيشتر آنها بر قوه خلاقه تخيلشان ميشود.
موضوع ديگري كه ميتوان در اين زمينه مورد توجه قرار داد، ارتباط با شهود بدن، طبيعت، عناصر و جريانات انرژي در روياها ميباشد مثلاً خود من براساس تجربهاي كه داشتم، قسمتي از بدنم در حين تمرين دردي شديد گرفته بود و هر درماني كه براي آن ميكردم، تسكين نمييافت تا اينكه يك شب قصد كردم كه با شعور همان قسمت بدن در رويا ارتباط برقرار كنم.
بسيار جالب بود، آن قسمتي كه درد ميكرد خود به عنوان يك شخصيت مستقل درآمد و با من شروع به صحبت كرد و به من گفت كه در حين يك تمرين انرژيكي حالتي را در بدنم ايجاد ميكنم كه تمركز شديد و بيش از حد انرژي و همان قسمتي كه درد ميگيرد ايجاد ميشود و تعادل آن قسمت را برهم ميزند و اين همان علت درد شديد آن قسمت است. بعد از بيدار شدن تجربهام را نوشتم و تمريناتم را اصلاح كردم از همان روزي كه تمريناتم را اصلاح كردم.
درد هم محو شد، البته در خيلي از موارد روياها به اين شفافي نيستند بلكه بيشتر سمبليك هستند كه ميبايست به درستي تفسير شوند «و آن هم به خاطر سانسورگر وجودي ما و پيچيدگي و عدم شفافيت ذهن خود ماست» و حتي روياها در بخش درمانهاي انرژيكي و طب انرژي تايچي هم ميتوانند بسيار كارآمد باشند مثلاً خودم هنرجويي داشتم كه يك بيماري معدود شديد داشت و هر چه اسكن انرژي ميكردم متوجه نميشدم و هر تمريني كه ميكرديم درد برطرف نميشد. يك بار با هم قصد كرديم كه براي درمان در رويا با هم قرار گذاشته و به درمان اين قضيه بپردازيم.
در رويا همديگر را ملاقات كرديم و تمرينات خاصي را در همان حال انجام داديم و چون روياها در وضعيتي نزديكتر به ماهيت حقيقتي و وجودي ما رخ ميدهد اثرات درماني در آنها بسيار زياد است، او كاملاً درمان شد. روز بعد او خوب شده بود ولي چون در زمينه رويابيني نه تمرين داشت و نه استعداد در اتفاقي كه افتاد بود خبر نداشت و دهها مورد ديگر از جمله بيماريهاي صعبالعلاجي مانند MS و ... كه ذكر آنها در اين مقال نميگنجد.
در كل استفاده از روياها در تمرين مبحث بسيار جديد و مفيدي است كه جاي كار بسيار دارد موارد استفاده ديگري كه از روياها ميتوان براي تمرين كردن ميتوان از ارتباط با اساتيد مورد نظر، شناسايي و به كارگيري انواع انرژيها در رويا، تسكين و آرامش ذهني هنرجو، شناخت بيشتر نسبت به خود و معرفت به خود و جهان هستي، درمانهاي رواني، تقويت اعتماد به نفس هنرجويان، حالت هيپنوتيزم در رويا جهت تقويت اراده و قدرت هنرجو، آمادهسازي رواني هنرجويان براي مسابقات شفاي خود و شفاي ديگران در رويا، ملاقات با ديگران در رويا و ... نام برد كه هر كدام مبحثي تخصصي و جداگانه ميباشد.
چند نكته مهم هم در اين زمينه وجود دارد كه عبارتند از:
1- حتماً اين اعمال بايد زيرنظر يك استاد مجرب و خيرخواه انجام شود. چون امكان صدمه و سوء استفاده وجود دارد.
2- بسياري از اين مباحث به علت عدم اطلاع دقيق و نگرش نادرست با خرافات قاطي شدهاند كه ميبايست از هم تفكيك شده و جنبه علمي موضوع مورد بررسي قرار گيرد.
3- هرگز خود فرد و به تنهايي نبايست اقدام به اين تمرينات بكند چرا كه امكان حملات رواني، سردرگمي و ... وجود دارد.
4- قبل از شروع تمرينات ميبايست تمرينات مقدماتي تجسم خلاق، تصويرسازي و ... انجام شود و قبل از آنها ميبايست از فرد تستي گرفته شود تا برايش مضر نباشد.
5- در همه زمينه تعادل كلمه كليدي و مهمي است در اين مبحث بسيار مهمتر زيرا كه مسئوليتهاي بيروني و اجتماعي فرد به همان اندازه مهم است.
باز هم بايد يادآور شوم كه اين تنها قطرهاي از اقيانوس بيكران اين علم و هنر است و مطالبي بيشتر در كتابهاي بعدي توضيح داده خواهد شد و ادامه كار برعهده خود مربيان و هنرجويان علاقهمند ميباشد.
- استفاده از مباحثي مانند موسيقي درماني، تجسم خلاق، هيپنوتيزم در تايچي و چيكونگ
اگر چه مباحثي همچون تصويرسازي، تجسم خلاق "creative imgration" در تايچي انرژيكي وجود دارد اما امروز اين مباحث به صورت علمي تخصصي و جداگانه درآمده است كه بسيار مطلوب است مربيان و حتي خود هنرجويان از اين علوم سيستماتيك اطلاع حاصل كنند. در مورد موسيقي و صوت درماني هم همين امر صدق ميكند و اگر چه خود طبچيني مواردي كامل را براي اين موضوع دارد مانند صداي تقويت كننده كبد شو ئوئوئوئو... يا ش ش ش، صداي قلب آه هه هه هه هه يا ها و و و و و ....، صداي متعادل كننده طحال و معده هو ئوئوئوئوئو ... و و هو و و و صداي ريهها سي اي سي اي سي سي، صداي كليهها چون ؟ صداي شفابخش ششها س س س و ...، «رجوع شود به نمودار آناتومي تائوئيستي» و مانتراهايي مانند ام، آئوم، سودهام و ... اما باز هم امروز رشته صوت درماني و موسيقي درماني خود رشتهاي تخصصي و مستقل است كه مثلاً يك مربي در حين تمرينات ميبايست مانتراهاي محافظتي و درماني و ... را بشناسد تا بتواند در مواقع لزوم از شاگردان خود حمايت و محاغظت كند مثلاً مانتراي محافظتي ام سري دور كاياي ناماها و يا مانتراي متعادل كننده و صلح و قضيه امنا ـ موناـ راـ ياـ نا و يا مانتراي آرامش ام سري ماها لاكش ميانما.
بايد توجه داشت كه اين مانترها براساس قانون ارتعاشات عمل ميكند «رجوع شود به قانون ارتعاشات» يا مثلاً ذكر ام ناماشي و ام كه ذكري تصفيه كننده است به معناي من به خداي دروني اعتقاد دارم، يا ذكر اوم ماني پاد ميهوم كه ذكري تصفيه كننده است به معناي اينكه انرژي مونث و مذكر در درون من به حالت تعادل رسيده است و حتي بسياري از اذكار عرفان اسلامي مانند لا اله الالله كه ذكري تصفيه كننده است و يا آيه الكرسي كه محافظتي است و ... استفاده آگاهانه و درست از اين موارد در تمرينات طبق تجربهاي كه داشتم كيفيت تمرينات تا چندين برابر ارتقا ميدهد. مثلاً با هيپنوتيزم ميتوان تصوير خود ساخته ذهني هنرجو را نسبت به خود "self image" تغيير داده تا او بتواند از قابليتهاي خود بيشتر استفاده كند.
در يك تحقيق دو گروه را از شاگردانم را به صورت تصادفي و غيرهمگون انتخاب كردم «گروه گواه و آزمايش» و قرار شده به هر دو يك فرد و تمرين خاص را آموزش دهم به يك گروه علاوه بر تمرينات اين مسائل تجسم خلاق علمي، موسيقي درماني، هيپنوتيزم» را انجام دادم و در گروه ديگر فقط و فقط تمرين كردم گروه اول در مدت يك ماه به وضعيت مطلوب رسيده و گروه دوم در مدت شش ماه به همان وضعيت رسيد.
اميد است مربيان عزيز با پيگيري مطالب و رجوع به منابع معتبر بر علم خود در اين زمينهها بيافزايند تا از هدر رفتن، وقت، انرژي و ... هنرجويــان جلوگيري شود.
-رسوم و عقايد شرقي
برحسب رسوم و عقايد كهن شرقي حداقل از 3000 سال قبل هدف «حركات و بالانس درماني» تأثيرگذاري بر روي جريان و انرژي زندگي» يا ؟ ميباشد:
اين رسوم باعث حساسيت و انعطافپذيري بدن شده در عين حال كه در قبال زمان با كنترل تنفس و تمركز داخلي برابر برطرف كردن بلوكاژهاي انرژي موجب افزايش سطوح انرژي ميشوند. به طور مثال تائيچي Tui-chi و چيكونگ chi-kumy به طور روزمره توسط صدها ميليون نفر در كشور چين تمرين ميشوند «بكاربرده ميشوند» و علاوه بر آن اين حركات قسمتي از درمانهاي عادي بيمارستاي را در اين كشور تشكيل ميدهند.