منوی اصلی

صفحه اصلی
درباره ما
کتابخانه
مقالات
تماس با ما

 

 

فهرست موضوعي مقالات

یوگا

آیدا ، پینگالا ، سوشومنا

از تنفس تا دم

عرفان اسلامی و یوگا

مقالات آزاد

« در بی در» راه بی پایان، راه بزرگ

بودا و بودیسم

کارما سوترا - گفتار بودا در مورد کارما

فنگ شوی

مقدمه ای بر فنگ شوی

ریکی

ریجو - دریافت یک هدیه معنوی

مقدمه ای بر هاله

تای چی

تاي چي چوان

چی کنگ

تاثیرات درمانی چی کنگ - قسمت دوم

تاثیرات درمانی چی کنگ - قسمت اول

پنج چي كونگ عظيم بودايي

علل مختلف بيماريهاي مزمن

چي‌كنگ چيست

هیپنوتیزم

تاریخچه هیپنوتیزم - قسمت دوم

تاریخچه هیپنوتیزم - قسمت اول

ذن

مقدمه ای بر ذن

عمومی

صور فلكي حيوانات

هفت کالبد

قلب

 


قلب - سیمین ملکی


پرستش خداوندی را شایسته است که ابتدا و انتهای راه به او ختم می شود. خدا را بر برهان آشکارش، آفرینش عظیمش می ستاییم، آفرینشی که توانست مثل و همتای خودش را در کالبد فیزیکی بیافریند. جز خودش چیزی وجود نداشت تصور کرد، تصوری که چه کسی می تواند شکوه و عظمتش را درک کند. تصوری از عین سان چه کسی می تواند و اقعا مثل خودش باشد، تصور به تصور کشیده شد. خداوندا شکر و سپاس بر تو از اینکه موجودی آفریدی به عنوان اشرف مخلوقات انسان آفریده شد. انسان، آدمی، بشر و ... چه کلمه صحیح و بی اشکالی می تواند معنی عین سان باشد پس نباید به دنبال واژه گشت باید به دنبال راه گشت . خالق هستی همه چیز را کامل و بدون نقص آفرید در ورای قلب خلائی را آفرید و از همان طریق خودش را معرفی کند، و روح را به صورت امانتی در درون انسان قرار داد تا انسان بتواند با او هماهنگ شود و به وحدت برسد، وقتی که انسان بتواند با روح هماهنگ شود، شناختی کامل از ذهن و جسم به دست می آورد، تنها روشی که می شود به خداوند مطلق اندیشید و در راه رسیدن به او قدم برداشت، از درون است، زیرا خداوند از داخل نشات می گیرد. باید توجه مان را از خارج به جهت درون سوق دهیم، به غیر از این کار هرگز نخواهیم توانست امیدوار باشیم اتحادی آگاهانه با خدایمان داشته باشیم، وقتی بشر به درک انسانیت نائل شد از افکار باطلش در مورد خودپسندی و غرور دست خواهد شست. متوجه نادانی اش، حقارتش و کوچک بودنش خواهد شد. آدمی باید از تمام بندهائی که با دست خود برای خود درست کرده، از هزاران خواسته های منفی که در درون پرورش می دهد بگذرد انسان باید انقالبی درونی در درون ایجاد کند، انقلابی که بتواند از هوی و هوس عبور کند بر خواسته های نفسانی چره گردد. در دنیائی که مملو از انرژی ناب الهی، پر از نور، ایمان بود به سر می بردم، از آن دنیا خارج شدم پا به جهان فیزیک گذاشتم روزها یکی پس از دیگری سپری می شد، و من هر روز یک قدم از اصل خودم دور شدم تا اینکه فراموش کردم که چه بودم، چه می خواستم و چه شد. به دنبال نفس اماره و با این نفس زندگی کردن اختیار را از خود سلب کردم و با سرنوشت زندگی می کردم، ذهن هم فهمیده بود چقدر از اصل خودم دور شدم، از این موقعیت استفاده می کند و سرنوشتم را می نویسد تا کی باید به این بازی ادامه داد، آیا واقعا سرنوشتی وجود دارد؟ آیا واقعا ذهن باید سرنوشت را بنویسد ؟! پس مساله اختیار چه می شود مگر نه اینکه خداوند فرموده : «انسان را با اختیار آفریدیم» انسان به دلیل نداشتن اختیار به یاد پروردگار نیست ذهن که در رویا به سر می برد و این چیزی که ذهن پیوسته به آن مشغول است. اگر انسان بتواند این رویا را به حقیقت ناب الهی تبدیل کند و از این کالبد عبور کند، خیلی چیزهای ناآشنا برایش آشنا می شود. وقتی آدمی در ذهن خود افکار منفی پرورش می دهد از اصل خود دور می شود، باید در این راه از خواسته های حقیقتی استفاده کرد. تصور خواسته های حقیقی را در ذهن پرورش دهیم تا برسیم به آنچه که می خواستیم. زمان آن رسیده از بندهائی که در اطراف ما قرار دارد جدا شویم ، و به خداوند مطلق بیندیشیم و در راه رسیدن به او قدم برداریم تا بتوانیم این دنیای موقت را پشت ر گذاریم کسی می تواند در این راه موفق شود که هدف داشته باشد، هدفی والا هدف رسیدن به کمال، رسیدن به وحدت، هدف رهائی، رها شدن از قید و بندها وقتی توانسستیم هدف خود را مشخص کنیم باید در هدف خود پابرجا بمانیم. یعنی روزی یک هدف نداشته باشیم، وقتی در هدفمان موفق شدیم وارد مرحله بعدی یعنی ایمان می شویم. ایمان باید آنقدر محکم و قوی باشد که با تلنگری به هم نخورد و از مرحله خارج نشود وقتی با شنیدن جملاتی یا با بدیدن چیزی انسان از مرحله خارج می شود، آیا واقعا می شود گفت ایمان قوی است؟ پس باید ایمانی قوی داشت وقتی انسان ایمانی قوی داشته باشد، باید آنقدر صبر کند تا انسان کامل شود، تا عین سان شکوفا شود. انسان فقط از طریق سیر و سلوک و عبادت پروردگار جهانیان می تواند از نفس اماره بگذرد و به نفس مرضیه برسد پس باید ساده زیست تا بدانیم، آنچه را که نمی دانیم.

سیمین ملکی    

 

بازگشت

مشاهده تمام مقالات عمومی

 

 

الماس امروز اوشو

واژه «فرد» واژه خوبی است. به طور ساده، یعنی کسی که نمیتواند تقسیم شود. تقسیم ناپذیر یعنی فرد. شما هنوز فرد نیستید چون شقه شقه اید. یکی که شدید افراد میشوید